سحر خیزی پسرم
دیشب افا رادوین ما 7 شب خوابید
هر کاری کردم نتونستم مانع خوابش بشم
ساعت 10 شب هر کاری کردم هم بیدار نشد خلاصه خوابید و خوابید تا 4 صبح بیدار شد تا 5:30 تلاش کردم که بخوابه خودم و به خواب زدم تا بخوابه نشد
اقا 5 صبح گریه میکرد
که بریم بیرون . هر کاری کردیم نشد
تو دلم گفتم خوبه مستاجر نیستیم وگرنه ماه اول بیرونمون میکردن .
با احسان عزیز اماده شدیم رفتیم صبحونه نظام وفا حلیمی سحر خوش گذشت ولی چشمای پف کرده و داغون بودم از بس که خوابم میومد


قیافه هامون همه خسته و گیج هست 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


سحر خیزی پسرم
